واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : ليلا ربن شه )
16
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى )
در اين زمينه تفاوت عمدهاى ميان روايات تاريخى اروپايى و اسلامى وجود دارد . تاريخنگاران ما پيرو رواياتى هستند كه امپراتورى روم را به عنوان امپراتورى جهانى معرفى كرده و آن را حاكم بر سراسر جهان دانستهاند . حال آنكه در ديدگاه مورّخان اسلامى و عرب ، شاهنشاهى ايران امپراتورى جهانى به شمار مىرفته و نه روميان ، بلكه ايرانيان مالك الرقاب جهان بودهاند . اين كه كدام يك از دو روايت اروپايى و يا اسلامى درستترند ، نظرهاى متفاوتى مىتواند وجود داشته باشد ، ولى بىگمان امپراتورى شرقى رفته رفته نيرومندتر و گستردهتر شد و برتريهايى كسب كرد . اين برتريها به امپراتورى شرقى حق داده است كه خود را امپراتورى جهانى بنامد و از امپراتورى غربى برتر بداند . برترى عمدهء امپراتورى شرق آن بود كه بازرگانى با هند و خاور دور را در دست خود متمركز كرد . امپراتورى غربى از بازرگانى جهانى بهرهمند نشد ، بلكه تجارت جهانى بيشازپيش در اختيار امپراتورى شرقى قرار گرفت . از اينجا مىتوان دريافت كه چرا امپراتورى شرقى توانست مقام نخست را در زمينهء فرهنگى به دست آورد . اين فرآيند بسيار كند صورت گرفت . در زمان امپراتورى روم مىتوانست اختلاف نظرى پيرامون برترى فرهنگى يكى از اين دو امپراتورى وجود داشته باشد ، ولى سرانجام اين اختلاف در عهد اسلامى به سود امپراتورى شرقى پايان گرفت . بىگمان از اوايل سدهء نهم ميلادى خلافت از ديدگاه فرهنگى جايگاهى والاتر از امپراتورى بيزانس به دست آورد . در اين مورد تجارت با خاور دور كه در دست دولت ايران متمركز شده بود نقش بزرگى ايفا نمود . همين امر در حكم برترى نسبت به دولت روم غربى به شمار مىرفت ، در شرق ، راههايى بازرگانى با چين احداث گرديد . سده دوم پيش از ميلاد چينيان سفيرى به آسياى مركزى فرستادند تا در پيكار با اقوام كوچندهاى كه چين را مورد حمله قرار داده بودند ، متحدانى براى خود دست و پا كنند . متحدان طبيعى چين را آن گروه از كوچندگانى تشكيل مىدادند كه پيشتر تحت فشار كوچندگان شرقى به غرب رفته بودند . از اينرو ، چين مىتوانست كوچندگان غربى را به مثابه متحدان طبيعى خود بنگرد . دولت چين هنگام اعزام سفير به آسياى مركزى ، همين هدف را مدّ نظر داشت . چنانكه اغلب اتفاق مىافتد نتايجى به بار آمد كه تمام و كمال مغاير با هدف مورد نظر بود . اتحاد سياسى تحقق نيافت ، ولى در عوض رفته رفته راههاى بازرگانى گشوده شد و صدور كالاهاى چينى به غرب آغاز گرديد . چندى بعد صدور ابريشم به غرب